محمد مفيد مستوفى بافقى
248
جامع مفيدى ( فارسى )
شعر اين قصر كه هست رشكفرماى بهشت * ايام به آب زندگانيش سرشت و در پيش تالار باغچه واقع گشته در صفا و لطافت مانند فردوس برين ، خاصيت دم عيسوى در انفاس نسيمش مضمر و حيات آب خضر در صفاى هوايش مخمر ، و در ميان آن نهرى مانند سلسبيل روان ، بىتكلف اينمكان از غايت نزاهت و صفا مانند جنت المأوى است ، شعر : جنت و خلد چه خوانيش كه در رتبه و زيب * خود قياسى نكند كس نه بدان و نه بدين خاك او عنبر و آبش به مثل آب حيات * باد او چون نفس روح امين مشكآگين گر به فردوس بگويم كه بهشتست بهشت * كند اقرار و بگويد كه چنين است چنين و ديگرى عمارت « دار الفتح » و « قهوهخانهء چهارسوق » است كه مقيمان كهكشان از به دو ايجاد آب و خاك تا اكنون بدين ارتفاع و زيبايى بنايى به نظر در بياوردهاند . و ديگرى « باغ عشرتآباد » و يكى ديگر « باغ سعدآباد » اهرستان است كه از توصيف و تعريف مستغىاند . و اكنون باغ عشرتآباد داخل خالصجات سركار خاصهء شريفه [ 199 ب ] و سعدآباد به عنوان ملكيت در يد تصرف وكيل ورثهء عاليحضرت مير جملهء شهرستانى قرار دارد . و همچنين « باغ خان » مشهورا در قريهء تفت ، و مزرعهء فيضاباد حوالى علياباد كه اكنون در تحت متملكات سركار خاصهء شريفه است ، و مزرعهء اهروك ، و مزرعهء ميرزا محسن حوالى سريزد ، و مزرعهء دولتاباد زارچ ، و مزرعهء سرو حوالى شورآب ، و غياثاباد توابع بيداخويد ، و طاحونهء تفت به جنب باغ خان ، و طاحونهء عشرتآباد كه از جملهء مستحدثات اوست ، و مزرعهء « قريهء شير